Two Steps From Hell


Two Steps From Hell یا "دو قدم تا دوزخ" کمپانی تهیه کننده موسیقی واقع در لس آنجلس کالیفرنیا است که به وسیله دو آهنگساز به نام های Nick Phoenix و Thomas J. Bergersen در سال 2006 تاسیس شده است. این کمپانی برای تریلر (پیش نمایش) فیلم ها، برنامه های تلویزیونی و بازی های ویدئویی، موسیقی تهیه می کند.

در طی چند سال این گروه برای صد ها تریلر موسیقی تهیه کرده است که بسیاری از انها جزء بزرگترین بلاک باستر های دهه اخیر هستند. از جمله این فیلم ها و بازی ها می توان به سری فیلم های هری پاتر، دزدان دریایی کارائیب، بتمن، گرگ و میش، مردان ایکس، و سرآغاز، ترون، استار ترک، جایی برای پیرمرد ها نیست و ... و بازی هایی مانند مس افکت، کیلزون (قتلگاه)، جنگ ستارگان و ... اشاره کرد.  

دانلود مستند Five Broken Cameras 2011


معمولا من دنبال قرار دادن فیلم یا آهنگ یا فایل خاصی برای دانلود در وبلاگ نیستم، دلایل زیادی هم برای این کار دارم که خیلی هاشون واضح هستند. ولی چون دیدم در سایت های فارسی مستند "پنج دوربین شکسته" برای دانلود قرار نگرفته خواستم تا این مستند رو با لینک مستقیم برای علاقه مندان قرار بدم.


موضوع این مستند که به وسیله دو مستند ساز فلسطینی و اسرائیلی به نام های Emad Burnat و Guy Davidi ساخته شده است، در مورد استقامت مردم روستایی به نام "بلعین" در کرانه غربی برابر ارتش اسرائیل است. استقامت و روحیه مردم این روستا مثال زدنی و قابل تحسین است و مانند بسیاری دیگر از فیلم های مستند این "حقیقت" است که بیننده را تا پایان مجذوب خود نگه می دارد...

Jessica Chastain


خانم زیبایی که در تصیر بالا می بینید، "جسیکا جستین" (Jessica Chastain) بازیگر آمریکایی هستند که فیلم هایی مانند the Help ، Zero Dark Thirty ، Lawless و The Tree of Life بازی کردند. علاوه بر سینما، هنرنمایی در تلویزیون و تئاتر رو هم در کارنامه دارند و جالب اینکه در سال 2011 در هفت فیلم حظور داشته اند و به تنهایی برای بازی در فیلم the Help (به فارسی ترجمه شده : "خدمتکاران") نامزد بهترین بازیگر مکمل در اسکار، گلدن گلوب، بفتا و جایزه انجمن بازیگران شدند. سال 2011 از بین این فیلم ها، تنها فیلم "درخت زندگی" رو دیدم که اتفاقا از فیلم های موردعلاقه من هم بود و در این فیلم بود که با این بازیگر آشنا شدم. امسال هم نقش ایشون در فیلم Zero Dark Thirty به کارگردانی خانم "کاترین بیگلو" جایزه ی "بهترین بازیگر زن" در جوایز گلدن گلوب و نامزدی "بهترین بازیگر زن" در اسکار رو براشون به همراه داشته.    

استفاده از موسیقی متن فیلم های خارجی برای فیلم های سینمایی درست است ؟


استفاده از موسیقی فیلم های سینمایی خارجی برای فیلم های سینمایی، تبلیغات و دیگر محصولات چند رسانه های داخلی چیز تازه ای نیست حتی شاید قدمتش از سن من هم بیشتر باشد (سن من برای شما مجهول است!). آخرین برخورد من با انها چند روز قبل بود که در فیلم "ابابیل" (که مورد حوداث 9 دی سال 1388 بود) در برخی از قسمت هایش از موسیقی متن فیلم Inception و بازی ویدئویی Modern Warfare 2 استفاده شده بود. در حالی که شاید این موسیقی زیاد برای این قسمت ها مناسب هم نبود ! به هر حال برای من این سوال پیش می آید که "آیا استفاده از موسیقی فیلم های دیگر برای یک فیلم، از اصالت آن کم نمی کند؟" یا "آیا ما در کشور مشکل کمبود آهنگساز برای سینما داریم؟" یا دلیل دیگری پشت این کار است...
شاید اکثریت مخاطب فیلم های سینمایی این کپی برداری ها را متوجه نشوند یا با آن مشکلی نداشته باشند ولی آیا واقعا کپی برداری از موسقی متن فیلم های دیگر در یک اثر کار صحیحی است؟ ...

"یک حبه قند" ساده، زیبا، بی ریا، شایسته ی سینمای ایران...


"یک حبه قند" نام یک فیلم خانوادگی به کارگردانی آقای میرکریمی است که امسال به نمایش درآمد و مطمئنا از فیلم های غنی امسال هم در بحث محتوا و هم در بحث تکنیک است. 

برای من در میان فیلم های ایرانی و خارجی این فیلم یکی از بی ریا ترین فیلم هایی بود که تا به حال دیده ام. شاید در هنگام تماشا فیلم فکر کنید که دارید یک مستند می بینید یا کسی یک دوربین برداشته و از یک خانواده فیلم برداری می کند! قصد تعریف بیجا نیست ولی باید گفت تک تک صحنه های فیلم به دل میشیند و باور پذیر است به احتمال زیاد دلیلش این است که ایرانی بودن خود را حفظ کرده. 

در یک کلام اگر دنبال فیلم های سطحی کمدی برای خندیدن یا ستاره های سینما هستید که فیلم را به خاطر انها ببینید این فیلم به درد شما نمیخورد و به احتمال زیاد پس از دیدن فیلم یا قسمتی از آن می گویید "آه چه مزخرفی". به شوخی بگویم، در میان بحبوحه ی توجه به ظاهر پر زرق و برق و بازیگران آنچنانی در فیلم های داخلی و خارجی، می توانید این فیلم فیلم را چماغ کنید و جولان دهید !  

کمربند ها را ببندید، "هابیت" آمد !

نمی دانم شما هم مانند من ارباب حلقه هایی هستید یا نه، هرچند احتمالش کم است (!) ولی اگر نه که هیچ، ولی اگر هستید حتما می دانید که مجموعه ی "هابیت" اثر نوسنده ی ارباب حلقه ها آقای "تالکین" ، که روایت گر داستان قبل از ارباب حلقه ها و فرودو است، به دست کارگردان ارباب حلقه ها آقای پیتر جکسون در حال ساخته شدن است و قسمت اول آن در این هفته به اکران در امده است. 
خلاصه تقریبا همه چیز برای ما ارباب حلقه ای ها جور شده است، همان کارگردان، همان آهنگ ساز، همان بازیگران (البته نه همه)، همان استدیو و در یک کلام همان حال و هوا و البته همان "گالوم" و "گاندالف" !! اگر دسترسی به سینمایی دارید که این فیلم را نمایش می دهد که بشتابید و اگر مانند من، دسترسی ندارید و اصلا در شهرتان سینما هم وجود ندارد (حالا چه نمایش دهد یا نه !) کمربند ها را ببندید و منتظر بمانید تا موقعی که کیفیت خوب این فیلم به دستتان برسد.
هنوز معلوم نیست که از لحاظ کمی و کیفی این مجموعه موفقیت ارباب حلقه ها را تکرار می کند یا نه. اگر از فروش فیلم خواسته باشید در طول هفته اول، فروش 90 میلیون دلاری در آمریکا و فروش کلی 220 میلیون دلاری برای قسمت اول رقم خورده است.

Linkin Park - Breaking the Habit


 با این جمله شروع کنم که Breaking the Habit آهنگ موردعلاقه من در بین تمامی آهنگ های گروه لینکین پارک است؛ ششمین آهنگ از البوم دوم گروه به نام Meteora  که در سال 2004 منتشر شده و بدون شک یکی از بهترین های لینکین پارک. شعر توسط Mike Shnoda نوشته و موزیک ویدئو آن توسط Joe Hahn کارگردانی شده است. مانند دیگر آهنگ های لینکین پارک هر کسی میتواند برداشت متفاوتی از آهنگ داشته باشد؛ ولی ظاهرا "اعتیاد" (هرگونه اعتیادی) اصلی ترین برداشتی است که از شنیدن آهنگ به انسان دست می دهد. همانگونه که گفته شد هر کسی میتواند با توجه با زندگی خودش برداشت متفواتی از آهنگ داشته باشد و به نظر من هم یکی از مشخصه های یک آهنگ خوب همین است.  

متن و ترجمه :


Memories consume خاطرات به یاد می آیند،
Like opening the wound مانند سر باز کردن زخم ها.
 I'm picking me apart again دوباره خودمو آشفته می کنم 
You all assume شما همه فکر می کنید...
I'm safe here in my room که اینجا تو اتاقم، جام امن هست
[Unless I try to start again] مگر اینکه دوباره تلاشی برای شروع داشته باشم

I don't want to be the one من نمیخوام کسی باشم که...
The battles always choose همیشه در در هر شرایطی ضرر می کنه.
'Cause inside I realize به خاطر اینکه در باطن می دونم...
That I'm the one confused این منم که که سردرگم شده.

I don't know what's worth fighting for من نمی دونم چه چیزی ارزش جنگیدن رو داره
Or why I have to scream یا چرا باید فریاد بزنم
I don't know why I instigate من نمیدونم چرا من اصرار دارم
And say what I don't mean و چیزی رو می گم که بهش اعتقاد ندارم
I don't know how I got this way من نمیدونم چطور به این راه کشیده شدم
I know it's not alright و میدونم که این راه درست نیست
So I'm
Breaking the habit پس من (امشب) عادتم رو ترک می کنم.
Tonight

Clutching my cure به دنبال راه علاج هستم
I tightly lock the door در رو محکم می بندم
I try to catch my breath again سعی میکنم دوباره نفسی تازه کنم
I hurt much more
Than anytime before بیشتر از هر وقت دیگه ذجر می کشم
I had no options left again دوباره هیچ انتخابی نداشتم

I'll paint it on the walls این ها رو روی دیوار نقاشی می کنم
'Cause I'm the one at fault چون منم که مرتکب اشتباه شدم
I'll never fight again دیگه هیچ وقت نخواهم جنگید
And this is how it ends , و داستان این طور تموم میشه

I don't know what's worth fighting for من نمی دونم چه چیزی ارزش جنگیدن رو داره
Or why I have to scream یا چرا باید فریاد بزنم
But now I have some clarity ولی حالا این صراحت رو دارم...
To show you what I mean تا منظورمو بیان کنم.
I don't know how I got this way من نمی دونم چطور به این راه کشیده شدم
I'll never be alright (با این وضع) هیچ وقت درست نمیشم
So I'm
Breaking the habit
Breaking the habit
Tonight پس همین امشب عادتم رو ترک می کنم

حماسه ای که پا را از ژانر "ابرقهرمانی" فراتر گذاشت.


هر وقت یک فیلم ابر قهرمانی مانند مرد عنکبوتی، مرد آهنی، سوپر من و ... اکران می شود، همه می دانیم که با فیلمی طرف هستیم که برای چند ساعت ما را در دنیای فیلم با قدرت های ماورایی قهرمان داستان و جلوه های بصری خیره کننده، سرگرم و ما را از مشکلات دور و ورمان خلاص می کند! ولی هیچگاه انتظار نداریم که با یک فیلم فلسفی روبه رو شویم که بخواهد ما را بعد از دیدن آن تا مدت ها به فکر فرو برد. شاید روال استاندارد این فیلم ها (که معمولا بودجه ی بالایی هم دارند) همینطور است و هدف آنها نیز چیزی به جز این نیست. ولی واقعا چرا ؟ آیا یک فیلم ابر قهرمانی نمیتواند یک شاهکار هنری باشد ؟ آیا یک بلاک باستر نمیتواند در بردارنده ی مفاهیم عمیق فلسفی و حماسی باشد ؟ آیا یک فیلم ابر قهرمانی نمیتواند توانایی نامزدی و دریافت جوایز هنری را داشته باشد ؟ جواب این سوال این است : "بله، به شرطی که پا را از ظواهر فراتر گذارد..." و این چیزی است یک فیلم و یک کارگردان آن را به جهان آموخت...


بتمن، حماسه ای که پا را از ژانر "ابرقهرمانی" فراتر گذاشت.

این چیزی بود که در سال 2005 با دیدن فیلم "بتمن آغاز می کند" شاهد آن بودیم. آقای "کریستوفر نولان" به همه نشان داد که یک فیلم ابرقهرمانی و پلاک باستر هم می تواند در پس ظاهر پر زرق و برقش دارای داستانی قوی همراه مفاهیم ارزشمند باشد. سال 2008 دومین قسمت از این سری، یعنی شاهکار "شوالیه تاریکی" مهر تاییدی بر این موضوع زد و تمجید ها و تحسین ها منتقدان را سبب شد. حالا دیگر با چنان فیلمی روبه رو بودیم که از آمدن نسخه ی بعدی آن ترس داشتیم، شاید که نسخه بعدی نتواند این موفقیت را تکرار کند و تجربه کم نظیری که از شوالبه تاریکی داشتیم را تحت تاثیر قرار دهد. حالا چهار سال بعد از آن واقعه که نگاه خیلی ها به ژانر ابرقهرمانی را تغییر داد، قسمت سوم و پایانی بتمن از راه رسیده است و می توانیم بگوییم بتمن یک روال دیگر را هم تغییر داد : "زوال سه گانه ها در قسمت آخر".
شاید بیشتر از همه باید به کریستوفر نولان آفرین گفت که شهامت ساخت نسخه ی سوم را داشته است، آن هم پس از آن همه انتظاری که با دیدن قسمت دوم از فیلم می رفت. شاید قسمت سوم بتمن نتوانسته از قسمت دوم بالاتر رود ولی چیزی از قسمت دوم هم کمتر ندارد. کریستوفر نولان کسی نیست که کیفیت را فدای کمیت کند، این در فیلم های او مشخص است. وی در استفاده از امکانات نه کم کاری میکند نه اغراق. او از گروهی از بهترین بازیگران سینما استفاده می کند، آهنگ سازی توانا همچون هانس زیمر را انتخاب می کند، جلوه های بصیری خیره کننده ای را به نمایش می گذارد ولی در چیزی اغراق نمی کند، ولی در نهایت داستان بی نقصی که می نویسد باعث می شود تا چنین شاهکار هایی از او را شاهد باشیم.


حالا دیگر می توانیم امید وار باشیم که فیلم های بلاک باستر هم فلسفی و پر محتوا باشند و این را مدیون این سه گانه ی ارزشمند سینما هستیم. ارزش کار آقای نولان فقط در این نبود که یک "شاهکار" از خود به جا گذاشت، ارزش اصلی کار او این بود که این شاهکار را از یک فیلم ابرقهرمانی ساخت و کاری را انجام داد که خیلی تصورش را هم نمی کردند.  
 

میراث لینکین پارک Linkin Park - What I've Done



What I've Done به معنی "آنچه انجام داده ام" (یا "چه کردم؟") نام آهنگی از البوم سوم لینکین پارک به نام Minutes to Midnight (دقایقی تا نیمه شب) است. 
ویدئو :
ویدئو ی این ترانه، به موضوعات و مشکلات دنیای امروز به خصوص نابودی محیط زیست به دست ما انسان ها اشاره داره و در یک کلام ترجمه ی تصویری متن ترانه است. "خدایا من چکار کرده ام ؟" ، "تنها ترحم تو می تونه کارهای زشتم رو پاک کنه". روحیه ضد جنگ در خیلی از آهنگ ها و ویدئو های لیلکین پارک دیده میشه؛ این آهنگ هم مستثنا نیست، موزیک ویدئو این آهنگ فقر، نابودی محیط زیست، جنگ، نژاد پرستی و بسیاری دیگر از جنایاتی که بشر به خود و محیط زیست کرده است را به ما گوشزد می کند که با فریاد های چستر از پشیمانی و افسوس همراه است. و در انتها با اراده و تصمیم برای مقابله با این اقدامات و جبران گذشته به پایان می رسد و رویش دوباره گیاهان به انسان امید می دهد که اگر مصمم به جبران اشتباهات گذشته و تغییر در خود باشد می تواند این رویه را تغییر دهید.

متن و ترجمه آهنگ What I've Done :
(خطوط موقوف المعانی یکجا ترجمه شده اند)
Lyrics.Wikia.Com


In this farewell - در این وداع
There's no blood - هیچ خشونتی نیست
There's no alibi - هی عذر و بهانه ای نیست
'Cause I've drawn regret
From the truth
Of a thousand lies - چرا که من پشیمانی را از حقیت هزاران دروغ پنهان کردم

So let mercy come
And wash away... - پس بگذار بخشش بیاد و با خودش اینها رو پاک کنه

What I've done - من چیکار کردم ؟
I'll face myself - من جلوی خودم می ایستم
To cross out what I've become -  تا اون چیزی که بهش تبدیل شدم رو برچینم (خودمو تغییر بدم)
Erase myself - تا خودمو پاک کنم
And let go of what I've done - و کار های که کردم رو ترک کنم

Put to rest
What you thought of me - چیزی که در مورد من فکر می کردی رو فراموش کن ...
While I clean this slate
With the hands
Of uncertainty - ... در حالی که من این لوح رو با دستان بلاتکلیفی (تردید) پاک می کنم

So let mercy come
And wash away... - پس بگذار ترحم بیاد و با خودش اینها رو پاک کنه

What I've done
I'll face myself
To cross out what I've become
Erase myself
And let go of what I've done

For what I've done - به خاطر کار هایی که تا حالا انجام دادم (برای جبران اون ها)
I'll start again - دوباره شروع خواهم کرد
And whatever pain may come -
Today this ends - و هر چقدر هم زجر بکشم، این رویه امروز به پایان می رسه
And forgiving what I've done - و کارهایی که انجام دادم رو می بخشم

I'll face myself
To cross out what I've become
Erase myself
And let go of what I've done (Na na na na, na na na na, na na na na, na na na na)
What I've done (Na na na na, na na na na, na na na na, na na na na)
Forgiving what I've done (Na na na na, na na na na, na na na na, na na na)


BoxOfficeMojo دست راست IMDb !

BoxOfficeMojo سایتی است که فروش فیلم های سینمایی را به صورت روزانه دنبال و ثبت می کند و یکی از بزرگترین سایت ها در این زمینه به حساب می آید. در سال 2008 این سایت به مالکیت IMDb که خود از زیر مجموعه های شرکت Amazon است درآمد. در این سایت آمارهای مختلفی از فروش فیلم در بخش های مختلف تهیه شده است؛ مانند فروش روزانه، هفتگی، ماهانه، کلی (All Time)، داخلی (Domestic) و خارجی (Foreign) و اطلاعات دیگر مانند بودجه، سازندگان و بازیگران، تصاویر و ...
با اضافه شدن این سایت به IMDb بدون شک قسمت Box Office بسیار ارتقا پیدا کرده است و اطلاعات بسیار بیشتری برای علاقه مندان به این بخش فراهم شده است. این سایت همچنین دارای بخش اخبار، فروم و جدول زمان اکران فیلم ها نیز است و در بخش International میزان فروش فیلم ها را در کشور های مختلف نمایش داده می شود.

Cloud Atlas اکران شد... آیا با یک فیلم متفاوت طرف هستیم ؟ (به احتمال زیاد: بله)

 

چند وقت پیش که در سایت Imdb می گشتم با فیلم Cloud Atlas اشنا شدم و پس از اینکه تقریبا با موضوع کلی فیلم آشنا شدم، و دیدم بازیگران بزرگی همچون Tom Hanks ، Halle Berry و Hugo weaving در اون حظور دارن و کارگردانی فیلم بر عهده "واچفسکی ها" است بسیار به فیلم امید وار شدم. بعد از اون، وقتی برای اولین بار تریلر چند دقیقه ای از فیلم منتشر شد و اونو دیدم تقریبا مطمئن شدم که با یک فیلم قوی و متفاوت طرف هستیم. 

حالا چند روزی هست که این فیلم اکران شده و روی پرده ی سینما هاست و هنوز معلوم نیست از لحاظ تجاری به موفقیتی دست پیدا می کنه یا نه. و ما هم که طبق معمول احتمالا باید چند ماهی منتظر باشیم تا نسخه ی دی وی دی یا بلو ری اون منتشر بشه. هر چند کار دیگه نمیشه کرد (!) ولی به احتمال زیاد ارزش این صبر کردن رو هم داره. به هر حال باید دید که درام رمز آلود ماجراجویی حماسی واچفسکی ها (خالقان سه گانه "ماتریکس") به همراه "تام تیکور" که بودجه ی تقریبا بزرگی هم داشته چی از آب در میاد یا بهتر بگیم اومده...  

Katy Perry - Pearl


Pearl یا "مروارید" نام اهنگی از آلبوم سوم Katy Perry به نام Teenage Dream (رویای جوانی) است. در زیر متن و ترجمه این اهنگ را برای شما اماده کرده ام که اهنگ دلنشین و زیبا (مخصوصا برای خانوم ها!) در باره ی اعتماد به نفس و خودباوری است و Katy هم بسیار زیبا اونو اجرا کرده.



She is a pyramid
اون دختر مثل یک هرم استواره
But with him she's just a grain of sand
اما در کنار اون (مرد)، سست و بی ارادست
This love's too strong like mice and men
این عشق مانند عشق داستان"موش ها و ادم ها" خیلی قویه
Squeezing out the life that should be laid in
و داره زندگی رو از مسیر اصلیش خارج می کنه
She was a hurricane-cane-cane-cane
اون (دختر) قبلا مثل طوفان (کوبنده) بود
But now she's just a gust of wind
ولی الان فقط یک نسیمی زود گذره
She used to set the sails of a thousand ships
اون قبلا در زندگی کار های بزرگی انجام می داد
Was a force to be reckoned with
و یک نیروی قدرتمند و تاثیر گذار بود
She could be a statue of liberty
اون میتونه یک مجسمه ازادی (سنبل آزادی) باشه
She could be a Joan of Arc
اون میتونه یه ژان دارک (سنبل اراده و قداست) باشه
But he's scared of the light that's inside of her
اما اون مرد از نوری که در قلب اون دختره میترسه
So he keeps her in the dark
برای همین همیشه مانع پیشرفت اون میشه
Oh, she used to be a pearl...Ohh
اون دختر قبلا یه مروارید (سنبل ارزش) بود
Yeah, she used to rule the world...Ohh
بله، اون قبلا به جهانش حکومت می کرد
Can't believe she's become a shell of herself
نمیشه باور کرد حالا تبدیل به یک حصار برای خودش شده
'Cause she used to be a pearl
به خاطر اینکه اون قبلا یک مروارید بوده
She was unstoppable
اون دختر متوقف نشدنی بود
Moved fast just like an avalanche
سریع درست مانند یک بهمن
But now she's stuck deep in some man
حالا اون در عشق این مرد گرفتار شده
Wishing that they'd never ever met
در این ارزو یک هیچ وقت همدیگه رو ندیده بودند

She could be a statue of liberty
She could be a Joan of Arc
But he's scared of the light that's inside of her
So he keeps her in the dark

Oh, she used to be a pearl...Ohh
Yeah, she used to rule the world...Ohh
Can't believe she's become a shell of herself
'Cause she used to be a -

Do you know that there's a way out,
می دونی هنوز یک راه برای خارج شدن از این وضع وجود داره
there's a way out
there's a way out
there's a way out
You don't have to be held down,
تو مجبور نیستی در قید و بند باشی
be held down
be held down
be held down

'Cause I used to be a shell
به خاطر اینکه من قبلا بی اراده و پوچ بودم
Yeah, I let him rule my world
بله، من اجازه دادم تا اون بر من مسلط بشه
my world, ohh, yeah

But I woke up and grew strong
ولی من بیدار شدم و قدرت خودمو پیدا کردم
And I can still go on
و هنوزم میتونم ادامه بدم
And no one can take my pearl
و هیچ کسی نمیتونه مروارید (ارزش) من رو ازم بگیره

You don't have to be shell, No
تو هم مجبور نیستی پوچ و بی ارزش باشی
You're the one that rules your world, ohh
تو تنها کسی هستی که باید دنیاتو کنترل کنی
You are strong and you'll learn
تو قوی هستی و خواهی آموخت
that you can still go on
که هنوز میتونی ادامه بدی

And you'll always be a pearl
و همیشه یک مروارید باقی خواهی موند

She is unstoppable
اون (حالا) غیر قابل توقفه

Lyrics.wikia.com

"تفسیر شما از این آهنگ چیست ؟" : LyricsInterpretations


اگر به دنبال محلی برای مطرح کردن تفسیر و ترجمه ی خود از آهنگ های دلخواهتان هستید یا می خواهید نظرات دیگران را در مورد آنها بخوانید سایت Lyricsinterpretations.com جایی است که باید به آن مراجعه کنید. چیز زیادی برای توضیح وجود ندارد: ثبت نام کنید، محتوا اضافه کنید، تفسیر های خود را اضافه کنید، تفسیر های دیگران را مشاهده کنید و از این دست کارها... ! این ها کار هایی هستند که میتوانید در این سایت انجام دهید؛ و اگر علاقه مند به موسیقی باشید شاید محل جالبی برای شما باشد...

به بهانه ی مسدود شدن اکثر سایت های لیریک: Lyricstranslate


یکی از سوالاتی که هنوز جواب قانع کننده ای برای آن پیدا نکرده ام این است که چرا اکثر سایت های لیریک (متن اهنگ) در کشور مسدود شده اند.! و این باعث شده تا دسترسی به متن اهنگ ها کمی با مشکل مواجه شود... به هر حال در این بحبوحه هنوز سایت های خوبی را می توان در این زمینه پیدا کرد که هنوز به جمع دیگران ملحق نشده اند. یکی از این سایت ها Lyricstranslate.com است که از قضا یکی از بهترین های آنها نیز است. این سایت همان طور که از نامش پیداست علاوه بر متن اهنگ های دلخواه شما، ترجمه ی آن را در زبان های دیگر (از جمله فارسی) نیز در اختیار شما قرار می دهد. زبان های بسیاری در این سایت پشتیبانی می شوند، البته انتظار نداشته باشید که ترجمه ی تمام اهنگ ها در هر زبان (باز از جمله فارسی) را در آن بیابید ولی بسیاری از مواقع به آنچه انتظار دارید می رسید. طبق آنچه در سایت آمده است اکنون بیش از 110 هزار متن آهنگ در چندین و چند زبان مختلف وجود دارد و یکی از ویژگی های جالب سایت این است که شما هم می توانید در ترجمه اهنگ ها شرکت کنید و بر محتوای ان بیافزایید؛ البته ابتدا باید در سایت ثبت نام کنید. همچنین میتوانید ترجمه ی یک اهنگ را درخواست کنید. در آخر باید گفت، معلوم نیست که این سایت ارزشمند نیز تا چه مدت قابل دسترس باشد ولی تا آن زمان برای دریافت متن و ترجمه اهنگ های دلخواه خود Lyricstranslate را به یاد داشته باشید. 

میراث لینکین پارک - NUMB

Numb به معنی "کرخت" (یا "بی حس") نام اهنگی از البوم دوم لینکین پارک به نام "متئورا" (نام سومعه هاِیی در یویان) است. این آهنگ یکی از تحسین شده ترین و پرفروش ترین اهنگ های این گروه تا به حال بوده است. در زیر متن و ترجمه این اهنگ را مشاهده می کنید.


I'm tired of being what you want me to be
من دیگه از بودن اون چیزی که تو میخوای، خسته شدم
Feeling so faithless, lost under the surface
احساس بی ایمانی، گم شده در درون
Don't know what you're expecting of me
نمیدونم تو چه انتظاری از من داری
Put under the pressure of walking in your shoes
تحت فشار تقلید از زندگی تو
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(گرفتار در جریانی غیر قابل کنترل، دقیقا گرفتار شده در جریانی غیر قابل مهار)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمی که بر میدارم (هر انتخابی که می کنم) به نظر تو یه اشتباهه
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(گرفتار در جریانی غیر قابل کنترل، دقیقا گرفتار شده در جریانی غیر قابل مهار)
I've become so numb
من کاملا بی حس میشم
I can't feel you there
نمیتونم خضورتو حس کنم
I've become so tired
من خیلی خسته می شم
So much more aware
و بسیار آگاه تر
I'm becoming this
من دارم این طوری میشم
All I want to do
همه ی کاری که میخوام انجام بدم
Is be more like me
اینه که بیشتر شبیه خودم
And be less like you
و کمتر شبیه تو باشم

Can't you see that you're smothering me?
نمیتونی ببینی که داری منو خفه می کنی ؟
Holding too tightly, afraid to lose control
قاطعانه تحت نظر، ترس از از دست دادن کنترل
'Cause everything that you thought I would be
به خاطر اینکه هر چیزی که از من اتظار داشتی
Has fallen apart right in front of you
روبروی چشمات از دست رفته
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(گرفتار در جریان غیر قابل کنترل، درست گرفتار در جریان غیر مهار)
Every step that I take is another mistake to you
هر قدمی که برمیدارم به نظر تو یک اشتباهه.
(Caught in the undertow, just caught in the undertow)
(گرفتار در جریان غیر قابل کنترل، درست گرفتار در جریان غیر مهار)
And every second I waste is more than I can take
و هر ثانیه ای که می گذرد بیشتر از چیزیه که می تونم تحمل کنم

I've become so numb
I can't feel you there
I've become so tired
So much more aware
I'm becoming this
All I want to do
Is be more like me
And be less like you

And I know
و میدونم
I may end up failing too
در آخر ممکنه منم شکست خورده باشم
But I know
اما میدونم
You were just like me with someone disappointed in you
تو هم مثل من در باطن یک آدم مایوس بودی
I've become so numb
I can't feel you there
I've become so tired
So much more aware
I'm becoming this
All I want to do
Is be more like me
And be less like you
I've become so numb
I can't feel you there
I'm tired of being what you want me to be
I've become so numb
I can't feel you there

I'm tired of being what you want me to be



"بی حس" یک آهنگ صادق و بی ریا است. از متن اهنگ و ویدئو ی آن (که بسیار قوی و زیبا کار شده است) معلوم است که آهنگ در مورد مشکلات اجتماعی فردی طرد شده از اجتماع است. در ویدئو Numb مشکلات روزمره یک دختر جوان در اجتماع نشان داده می شود که شاید ناشی از فاصله گرفتن از علایق و آرزو های وی در طول زندگی بوده است. او حالا برای مسائل اطراف خود اهمیت قائل نیست و همین طور دیگران برای او اهمیتی قائل نیستند و در ویدئو شاهد تمسخر و دوری جستن دیگران از وی هستیم. اما در انتهای ویدئو میبینیم که او تصمیم می گیرد خود را تغییر دهد، انگار صدای گروه را که در کلیسایی می خوانند را می شنود ولی وقتی به آنجا می آید می بیند که کلیسا خالی است...

آهنگ LINKIN PARK - NUMB
موزیک ویدئو LINKIN PARK - NUMB
 

میراث لینکین پارک (مقدمه)


"میراث لینکین پارک" مجموعه پست هایی خواهد بود که به معرفی، ترجمه و بررسی آهنگ های گروه راک لینکین پارک (Linkin Park) خواهد پرداخت. شاید میراث ناچیز ترین لغتی باشد که بتوان در وصف آثار این گروه به کار برد. گروهی که توانسته اند مرزها را از میان بردارند و جای خود را در بین هر فرهنگ و ملتی باز کنند؛ و این به دلیل طیف وسیعی از مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است که گروه به آنها میپردازد؛ از جنگ گرفته تا سوء استفاده جنسی تا عشق و مرگ. ولی نقطه ی قوت لینکین پارک تنها محتوای ارزشمند و غنی اهنگ ها نیست... لینکین پارک در هر زمینه ای متفاوت و قدرتمند عمل می کند، موسیقی، ویدئو و حتی استیل گروه. همچنین متفاوت بودن تک تک اهنگ های هر البوم باعث شده است که طیف مختلفی از سلایق به آن گرایش پیدا کنند.
در پست های بعد سعی می شود تا چندین آهنگ از کارهای این گروه برای علاقه مندان معرفی و بررسی شود و در صورت امکان ویدئو انها نیز برای دانلود گذاشته شود. هرچند که علاقه مندان به این گروه در کشورمان بسیار زیاد و آگاهی آنها بسیار بیشتر از بنده است ولی شاید این پست ها بتواند برای کسانی که کمتر با دنیای ال پی اشنایی دارند مفید و خوشایند باشد.
ادامه دارد ...

متن و ترجمه ی آهنگ Mujer از Gipsy Kings

اسپانیایی :

No quiero
Mandar a nadie que me mande a mi
Me gusta vivir de herrante
Hoy aquí, mañana allí

Mi vida sique adelante
Lo que tanto he sufrido por ti
Lo que tanto he sufrido por ti

No quiero
Mandar a nadie que me mande a mi
Me gusta vivir de herrante
Hoy aquí, mañana allí

Mi vida sique adelante
Lo que tanto he sufrido por ti
Lo que tanto he sufrido por ti

Mujer, mujer
¿Por qué cambias
tu manera y forma de vivir?
Mujer, mujer
¿Por qué cambias
tu manera y forma de vivir?


انگلیسی : 


I don't want to
Rule over someone that would also rule over me
I like to live as a wanderer
Today I'm here, tomorrow there

My life keeps going
How much I've suffered because of you
How much I've suffered because of you

I don't want to
Rule over someone that would also rule over me
I like to live as a wanderer
Today I'm here, tomorrow there

My life keeps going
How much I've suffered because of you
How much I've suffered because of you

Woman, woman
Why do you change
The way and manner in which you live?
Woman, woman
Why do you change
The way and manner in which you live?


فارسی :

زن

من نمیخواهم
بر کسی سلطه (تملک) داشته باشم که او نیز بخواهد بر من سلطه داشته باشد
من دوست دارم مانند یک سرگردان زندگی کنم
امروز اینجا هستم، فردا آنجا

زندگی من ادامه دارد
چقدر به خاطر تو زجر کشیدم
چقدر به خاطر تو زجر کشیدم

من نمیخواهم
بر کسی سلطه داشته باشم که او نیز بخواهد بر من سلطه داشته باشد
من دوست دارم مانند یک سرگردان زندگی کنم
امروز اینجا هستم، فردا آنجا

زندگی من ادامه دارد
چقدر به خاطر تو زجر کشیدم
چقدر به خاطر تو زجر کشیدم

زن، زن
چرا سبک و شیوه ی زندگیت را تغییر دادی؟ (چرا عوض شدی؟)
زن، زن
چرا سبک و شیوه ی زندگیت را تغییر دادی؟ (چرا عوض شدی؟)

Esperanza Spalding


"اسپرانزا اسپالدینگ" (متولد 18 اکتبر 1984) خواننده و موسیقی دان آمریکایی و نوازنده چندین ساز مختلف از جمله ویلونسل است که در قطعات هنری خود سبک های مختلفی را به اجرا در می آورد. او در پنجاه و سومین دوره ی جوایز "گرمی" عنوان "بهترین هنرمند تازه وارد" را دریافت کرد و اولین هنرمند در سبک جاز شد که این عنوان را به دست آورده است. همچنین در همین سال جایزه "بهترین هنرمند جاز" را از "جوایز موسیقی بوستون" دریافت کرد.

اسپرانزا تا کنون چهار البوم استدیویی تک نفره به نام های Junjo (2006) ، Esperanza (2008) ، chamber Music Society (2010) ، Radio Music Society(2012) و چند آلبوم با همکاری موسیقی دانان دیگر از جمله Stanly Clarke ، Mike Stern و .. داشته است. آهنگ های او در سه زبان انگلیسی ، اسپانیایی و پرتقالی هستند و افراد برجسته ای مانند Ron Carter و Dave holland در موسیقی وی تاثیر داشته اند.

Linkin Park - Leave Out All the Rest


متن و ترجمه ی آهنگ بسیار زیبای Leave Out All the Rest از البوم سوم گروه Linkin Park به نام "دقایقی تا نیمه شب" (Minutes To Midnight) که در سال 2007 منتشر شده است.


I dreamed I was missing
خواب دیدم که گم شده بودم،
You were so scared
تو خیلی ترسیده بودی،
But no one would listen
ولی هیچکس گوش نمی کرد..
Cause no one else cared
به خاطر اینکه هیچکس اهمیتی نمیداد.
After my dreaming
بعد از این رویا،
I woke with this fear
با این ترس بیدار شدم که..
What am I leaving
چه چیزی از خود باقی می گذارم؟__
When I'm done here?
__ هنگامی که کارم اینجا تمام شود.
So if you're asking me
پس اگر از من می پرسی،
I want you to know
می خواهم که بدانی :
When my time comes
هنگامی که زمانش فرا رسد،
Forget the wrong that I've done
کارهای اشتباهی که انجام دادم را فراموش کن
Help me leave behind some
کمکم کن تا بتونم دلایلی را­­ __
Reasons to be missed
­­__ برای دلتنگ شدن برای من، باقی بگذارم. 

And don't resent me
و از من ناراحت نشو،
And when you're feeling empty
و هنگامی که احساس پوچی می کنی،
Keep me in your memory
مرا در حافظه ی خود نگهدار،
Leave out all the rest, leave out all the rest
مابقی را رها کن، مابقی را رها کن.

Don't be afraid
نترس،
I've taken my beating
من تاوان اینها را پس داده ام
I've shed but I'm me
من عوض شده ام،ولی هنوز "خودم" هستم.

I'm strong on the surface
من به ظاهر قوی هستم،
Not all the way through
نه در تمام شرایط.
I've never been perfect
من هیچگاه کامل نبودم...
But neither have you
ولی همچنین، نه حتی تو. (تو هم کامل نبودی)
So if you're asking me
پس اگر از من می پرسی،
I want you to know
می خواهم که بدانی :
When my time comes
Forget the wrong that I've done
Help me leave behind some
Reasons to be missed

Don't resent me
And when you're feeling empty
Keep me in your memory
Leave out all the rest, leave out all the rest

Forgetting all the hurt inside
فراموش کردن تمام رنج ها
You've learned to hide so well
که تو خیلی خوب یاد گرفته ای آنها را پنهان کنی
Pretending someone else can come
وانمود کردن اینکه کس دیگری میتواند بیاید __
And save me from myself
__ و من را از دست خودم نجات دهد،
I can't be who you are
من نمیتوانم آنچه تو هستی، باشم.

متن اصلی از سایت "MetroLyrics" .

Ludovic Bource


"لودویک بورس" (به انگلیسی: Ludovic Bource ) آهنگساز فرانسوی است که در حوزه ی موسیقی فیلم فعالیت می کند. نقطه ی اوج فعالیت وی، موسیقی متن فیلم بی کلام و سیاه و سفید "آرتیست" (The Artist) درسال 2011 بوده است که جوایز بفتا و گلدن گلوب در رشته ی "بهترین موسیقی متن" و چند جایزه ی دیگر را برای وی به ارمغان آورده است. 

لودویک بورس حرفه ی خود را با آهنگسازی برای کار های تبلیغاتی آغاز کرد و پس از آن به فیلم های کوتاه روی آورد. وی بیشترین همکاری را با کارگردان فرانسوی، آقای "میشل هازاناویسیوس" داشته است که اخرین آنها تا کنون فیلم آرتیست بوده است.  

Alexandre Desplat


"الکساندر میشل جرارد دیسپلات" (متولد : پاریس، 23 اگوست 1961) اهنگساز فیلم فرانسوی است. موسیقی فیلم های سینمایی شناخته شده ای مانند "سخنرانی پادشاه" (the King's Speech) ، "ملکه" (the Queen) ، "مورد عجیب بنجامین باتن" (the Curous Case of Benjamin button) ، "قطب نمای طلایی" (the Golden Compass) ، "آقای فاکس شگفت انگیز" (Fantastic Mr.Fox) ، "افسانه ی گرگ و میش: ماه نو" (the Twilight Saga: New Moon) و دو قسمت آخر مجموعه ی هری پاتر، (هری پاتر و یادگاران مرگ: قسمت اول و قسمت دوم) بخشی از کار های این اهنگساز در طول بیش از یک دهه فعالیت هنری هستند.

این اهنگ ساز بزرگ و پرکار تا کنون چهار نامزدی جایزه ی اسکار، پنج نامزدی و یک دریافت جایزه ی بفتا برای "سخنرانی پادشاه"، دو نامزدی جایزه ی گرمی و پنج نامزدی برای جایزه ی گلدن گلوب را در کارنامه دارد که یکی از آنها را برای "نقاب نقاشی شده" در سال 2006 دریافت کرده است. او به غیر از فیلم های نامبرده شده و انگلیسی زبان در فیلم های مختلفی به زبان های دیگر حضور داشته است. پس از انجام موسیقی هشت فیلم در سال 2011 در سال جدید فعلا دو کار درام به نام های "Moonrise Kingdom" و "Extremely Loud and Incredibly Close" را بر عهده دارد.

Nicholas Hooper


"نیکلاس هوپر" آهنگساز بریتانیایی است که در حوزه ی سینما و تلویزیون فعالیت می کند. موسیقی تولیدات مطرحی از شبکه BBC مانند "سرزمین ببر" و "اندس تا آمازون" و چندین آثر تلویزیونی از جمله کارهای وی از سال 1985 تا کنون بوده است، اما شاخص ترین آنها دو فیلم از مجموعه ی هری پاتر یعنی فیلم های "هری پاتر و محفل ققنوس" و "هری پاتر و شاهزاده ی دورگه" به کارگردانی دوست قدیمی اش "دیوید یتس" بوده است. 

بیشتر فعالیت نیکلاس هوپر تا به حال در زمینه ی تلویزیون بوده است، او برای موسیقی "دیدار کنندگان جوان" در سال 2004 و "مظنون اصلی" در سال 2007 جایزه ی "آکادمی هنرهای فیلم و تلویزیون بریتانیا" یا به اختصار "بفتا" (BAFTA) را دریافت کرده است. همچنین در سال 2009 برای قسمت ششم هری پاتر نامزد دریافت جایزه ی "گرمی" شد ولی البته بعد از آن، در دو فیلم آخر حاضر نشد. یکی از آخرین کارهای وی، موسیقی مستند "گربه های آفریقایی" از کمپانی دیزنی در سال 2011 بوده است که برای نامزدی جوایز اسکار واجد شرایط شده است.

Pete Docter

پیتر هانس "پیت" داکتر  (به انگلیسی: Pete Docter ) (متولد 9 اکتبر 1968) کارگردان، انیماتور و نویسنده ی آمریکایی و یکی از چهره های شاخص استودیوی انیمیشن پیکسار (Pixar) و صنعت انیمیشن است. او بیشتر به دلیل کارگردانی فیلم های "کمپانی هیولاها" (Monsters, inc) و "بالا" (UP) شناخته شده است.

او در ایالت "مینه سوتا" از پدر و مادری فرهیختار به دنیا امد و به دور از روابط اجتماعی زیاد بزرگ شد. پس از گذراندن دوره های آموزشی بر خلاف دو خواهر خود که به موسیقی علاقه مند بودند، به سمت انیمشن روی اورد و قبل از پیوستن به پیکسار در سن 21 سالگی، چند کار کوتاه غیر کامپیوتری تهیه کرد. پس از ورود به پیکسار و ملاقات با "استیو جایز" بعد از پایان دوره ی اکادمیک، به فضای این کمپانی علاقه مند شد و در یکی از صحبت های خود گفت، "بسیاری از ما فکر می کردیم که تنها کسی در دنیا هستیم که به انیمیشن علاقه و وسواس دارد؛ ولی بعد از ورود به پیکسار فهمیدیم که، کسان دیگری هم هستند!"

در ابتدا وظیفه و مسئولیت محدودی به پیت داده شد ولی پس از مدت کوتاهی "جان لستر" نقش های وسیعتری در نویسندگی، انیمیت (متحرک سازی)، ضبط صدا و موسیقی متن به وی داد و این طور بود که تا کنون در چندین فیلم قابل توجه حضور داشته است. او تا کنون 6 بار نامزد دریافت جایزه اسکار برای فیلم های مختلف شده است و در هشتاد و دومین مراسم سالانه اسکار در سال 2010 جایزه بهترین انیمشن بلند را برای فیلم UP دریافت کرد.

در زیر فیلم هایی که پیت داکتر در سال های فعالیت خود (از سال 1995 تا 2009)، را مشاهده می کنید. 

Toy Story : داستان / سرپرست انیماتورها
Geri's Game : انیماتور
A Bug's Life : استوری بورد (داستان نامه)
Toy Story 2 : داستان
Monsters, Inc : کارگردان / داستان
Mike's New Car : کارگردان / داستان
Boundin : "کمک در تولید" (سپاس ویزه)
Howl's Moving Castle : کارگردان / تهیه کننده اجرایی
WALL-E : داستان
Partly Cloudy : (سپاس ویزه)
Up : کارگردان / داستان / نوسنده / صداپیشه
Dug's Special Mission : تهیه کنند اجرایی
پیت کارگردانی اثر جدید و بی عنوانی از پیکسار را به عهده دارد که قرار است در سال 2014 به اکران درآید.

نگاهی به سه فیلم پرفروش سال 2011 ...

نام فیلم  فروشبودجهرتبه ی IMDb
Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 21,327,407,704125,000,0008.2
Transformers: Dark of the Moon1,114,558,779195,000,0006.5
 Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides1,041,963,875250,000,000  6.7





وقتی نگاهی به لیست فروش فیلم ها در سایت IMDb می اندازیم، میبینیم که سال 2011 با وجود تداوم بحران های اقتصادی برای کشورهای مختلف، سال تقریبا خوبی برای کمپانی های هالیوود و فیلم های بلاک باستر بوده است. از بین فیلم های پرفروش امسال، سه فیلم به فروش بالای یک میلیارد دلار دست یافته اند و به همراه هفت فیلم دیگر، 10 فیلم پروفروش تاریخ را تشکیل می دهند که فروشی بالای یک میلیارد دلار داشته اند؛ یعنی از فیلم Avatar محصول سال 2009 با فروش دو میلیارد و هفتصد میلیون دلاری تا فیلم The Dark Knight محصول 2008 با فروش یک میلیارد دلاری.

Harry Potter and the Deathly Hallows: Part 2 :

امسال آخرین فیلم از مجموعه محبوب و پرفروش هری پاتر به نمایش درآمد و به فروش بسیار عالی یک میلیارد و سیصد میلیون دلاری دست یافت که بهترین فروش در بین کل فیلم های مجموعه است و بعد از "آواتار" و "تایتانیک" بهترین فروش تاریخ. گارگردانی این قسمت همانند سه قسمت قیلی بر عهده ی آقای David Yates بود و توسط کمپانی برادران وارنر منتشر شد و پایانی حماسی و مهیج را برای این مجموعه به نمایش درآورد. هر چند این فیلم میتوانیت بهتر از این باشد و به کتاب بیشتر وفادار باشد ولی نسبت به فیلم های قبلی بسیار بهتر کارشده است. رتبه ی کاربران IMDb به این فیلم 8.2 از 10 بوده است.

Transformers: Dark of the Moon :

دومین فیلم پرفروش سال قسمت سوم از مجموعه ترنسفورمرز (به فارسی : تبدیل شوندگان) بود که به فروش یک میلیارد و صد میلیون دلاری دست یافت و در جایگاه پرفروشترین فیلم مجموعه و پنجمین فیلم پرفروش تاریخ قرار گرفت. کارگردانی این قسمت هم مثل فیلم های قبلی بر عهده آقای Michael Bay بود و کمپانی Paramount Pictures انتشار آن را برعهده داشت. هرچند که قسمت سوم ترنسورمرز یک شاهکار نیست ولی تقریبا همه معتقداند که این فیلم از قسمت قبلی بسیار بهتر از آب درامده است، نظر کاربران IMDb نیز همین گونه بوده است و به این فیلم امتیاز 6.5 را داده اند. جلوه های ویژه در این فیلم بسیار عالی و در برخی صحنه ها شگفت انگیز هستند. البته همه میدانیم که کمتر پیش می آید که فیلم های بلاک باستر و ابر قهرمانی دارای داستان قدرتمند و پخته ای باشند و همه به این نکته واقف هستند.

Pirates of the Caribbean: On Stranger Tides :

سومین فیلم قسمت چهارم مجموعه دزدان دریایی کارائیب بود که فروش یک میلیارد و چهل میلیون دلاری را تجربه کرد و به دومین فیلم پروفروش مجموعه و هشتمین فیلم پرفروش تاریخ تبدیل شد. کارگردان این قسمت برخلاف سه قسمت قبلی آقای Rob Marshall و ناشر آن کمپانی Disney بود. در این قسمت تغییراتی در بخش بازیگران فیلم نیز رخ داده بود و Orlando Bloom و Keira Knightley جای خود را به Penélope Cruz و چند بازیگر دیگر داده بودند. در کل این فیلم نه فیلمی ضعیف به حساب می آید و نه فیلمی قوی. رتبه ی این فیلم در IMDb 6.7 از 10 است که چندان رتبه ی خوبی به حساب نمی آید (!). جالب است که جلوه های ویژه در این فیلم نسبت به دو قسمت قبلی کمتر خودنمایی می کند و انگار تم فیلم به تم قسمت اول دزدان دریایی کارائیب بازگشته است.

td style=p align=

John Williams


"جان ویلیامز" (متولد 8 فوریه 1932 ) آهنگساز ، رهبر ارکستر و پیانیست برجسته ی آمریکایی است که حدود 6 دهه در صنعت موسیقی فعالیت داشته است. او تا به حال موسیقی متن ده ها فیلم سینمایی را بر عهده داشته است و در این سال ها پنج بار جایزه اسکار را نصیب خود کرده است و بیش از 40 بار نامزد دریافت این جایزه شده است. 
کارنامه ی او در سینما شامل لیست بلندی از آثار سینمایی است که مجموعه "جنگ ستارگان" ، "ایندیانا جونز" ، "پارک ژوراسیک" ، "Superman" ، "هری پاتر" (سه فیلم اول) ، "هوش مصنوعی" ، "فهرست شیندلر" و "جنگ دنیا ها" بخشی از آن است. موسیقی متن فیلم "لینکلن" که در سال 2012 به اکران در می آید از جدیدترین آثار وی است.
در خارج از سینما، از دیگر آثار برجسته وی می توان به تم موسیقی مسابقات المپیک، قعالیت در چند برنامه شبکه ی NBC و چند سریال های تلویزیونی، موسیقی چند کنسرت کلاسیک و رهبری ارکستر "Boston Pops Orchestra" اشاره کرد. به غیر از جایزه اسکار وی چهار جایزه "گلدن گلوب" ، هفت جایزه "بفتا" و 21 جایزه "گرمی" را نیز در کارنامه دارد. جان ویلیامز با حضور و فعالیت در بیش از صد فیلم سینمایی بدون شک از بزرگترین و سرشناس ترین آهنگسازان معاصر است. برای اطلاعات بیشتر به سایت ویکیپدیا مراجعه کنید.  

Steve Jablonsky


"استیو جبلونسکی" (متولد 9 اکتبر 1970) آهنگ ساز آمریکایی است که در زمینه سینما، تلویزیون و بازی های ویدئویی فعالیت می کند. وی از فیلم "جزیره" محصول سال 2005 تا کنون در تمام آثار "مایکل بی" کارگردان آمریکایی، حضور داشته است که مهمترین آنها مجموعه ترنسفورمرز (تبدیل شوندگان - Transformers ) بوده است. در حوزه ی سینما استیو در بیش از 10 فیلم بلند فعالیت داشته است ولی به غیر از سری ترنسفورمرز آثر برجسته ای در بین آنها دیده نمی شود. وی آهنگ سازی فیلم "کشتی جنگی" یا "Battleship" که قرار است در سال 2012 به اکران در آید را پیش رو دارد. در حوزه بازی های ویدئویی، موسیقی چند محصول بزرگ مانند "Gears of wars" , "Prince of persia" , "Metal Gear Solid 2" , "the Sims 3" و چند بازی دیگر از کارهای وی (در بعضی به همراه دیگر آهنگسازان) بوده است.از فعالیت های وی در حوزه ی تلویزیون نیز می توان به تم "عجایب هفتگانه ی دنیای صنعتی" محصول شبکه ی بی بی سی، مجموعه تلویزیونی "کدبانوهای وامانده" و ... اشاره کرد.

Metallica - Nothing Else Matters


آهنگ "Nothing Else Matters" یکی از بهترین های گروه "متالیکا" است و در سال 1992 منتشر شده است. و در زیر متن و ترجمه این آهنگ را برای دوست داران قرار داده ام؛ هر چند می توان برداشت های مختلفی از این آهنگ پربار داشت... شما ترجمه مناسب تری میبینید ؟ در قسمت نظرات مطرح کنید.


So close no matter how far ---- خیلی نزدیک، هرچه قدر هم دور ...
Couldn't be much more from the heart ---- نمیتواند بیشتر از این از قلب (دور تر) باشد
Forever trusting who we are ---- تا ابد به آنچه که هستیم اعتماد می کنیم
And nothing else matters ---- و هیچ چیز دیگر اهمیت ندارد (و فقط همین اهمیت دارد)

Never opened myself this way ---- هیچگاه خود را اینگونه قرار نداده بودم
Life is ours, we live it our way ---- زندگی مال ماست، ما به شیوه ی خودمان زندگی خواهیم کرد
All these words I don't just say ---- تمام این حرف ها را "فقط" به زبان نمی آورم (این ها فقط کلمات خالی و بی هوده نیست)
And nothing else matters ---- و هیچ چیز دیگر اهمیت ندارد ...

Trust I seek and I find in you ---- به دنبال "اعتماد" هستم، و آن را در "تو" پیدا می کنم
Every day for us something new ---- در هر روز از زندگی ما چیزی جدید وجود دارد
Open mind for a different view ---- (و) ذهن را برای یک دید متفاوت باز می کند
And nothing else matters ---- و چیز دیگری اهمیت ندارد...

Never cared for what they do ---- هیچوقت اهمیت نداشته آنها "چه می کنند"
Never cared for what they know, whoa ---- هیچگاه اهمیت نداشته آنها "چه می دانند"
But I know ---- اما من میدانم

So close no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters

Never cared for what they do
Never cared for what they know, whoa
but I know

I never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don't just say
And nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
And nothing else matters

Never cared for what they say ---- هیچوقت اهمیت نداشته آنها "چه می گویند"
Never cared for games they play ---- هیچگاه "رفتار و علایق" آنها اهمیت نداشته
I'd never cared for what they do ---- هیچوقت برایم مهم نبود آنها "چه کار می کنند"
I'd never cared for what they know ---- هیچوقت اهمیت نداده ام آنها "چه می دانند"
And I know ---- و من می دانم

Yeah!

So close no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters

آشنایی با نسخه های غیر قانونی فیلم های سینمایی


هنگامی که به صورت غیر قانونی یک فیلم سینمایی یا محتوای مشابه را از اینترنت دانلود میکنیم با واژه هایی در قسمت "کیفیت" مشخصات فیلم روبه رو می شویم که نشان دهنده ی کیفیت، شیوه ی به دست آوردن و منبع(source) آن محتوا می باشد. سایت ها و گروه هایی که فیلم های سینمایی را به صورت غیر قانونی (اکثرا با حجم های کم و فشرده شده) برای دانلود قرار می دهند به شیوه های مختلفی این محتوا را به دست می آورند که در زیر به چند روش معمول آن اشاره می کنیم.  

نوع : CAM (دوربین)
نشانه یا بر چسب: CAMRip یا CAM
در این روش یک فرد یا دوربین فیلم برداری (احتمالا با سه پایه) محتوای مورد نظر را در سینما ضبط می کند. این روش دوست نداشتنی ترین روش برای به دست آوردن محتوا است و تصویر و صدای فیلم هر دو به وسیله دوربین ضبط می شوند و عمدتا از کیفیت مطلوبی برخوردار نیستند. ولی برای فیلم های جدید که منبع دیگری از آنها در دسترس نیست، چاره ساز است. کیفیت این روش به میزان حرفه ای بودن دوربین فیلم برداری و افراد فیلم بردار بستگی دارد و ممکن است به غیر از صدا و تصویر فیلم صدا یا حرکات افراد حاضر در سالن سینما نیز ضبط شود.

نوع: Telesync
نشانه: TS یا Telesync یا PDVD
تفاوت روش Telesync یا TS به شیوه ی ضبط صدای فیلم باز میگردد. در این روش صدای فیلم بهتر از روش اول است چون صدا یا در یک سالن خالی سینما به صورت حرفه ای تر ضبط می شوند یا به سیستم صوت سینما دسترسی وجود دارد یا از فرستنده هایی که برای افراد کم شنوا تعبیه شده استفاده می شود. به این ترتیب کیفیت صدا قابل قبول تر از روش اول می شود ولی عمدتا در کیفیت تصویر با روش اول تفاوتی وجود ندارد. این روش بسیار معمول تر از روش CAM میباشد و تقریبا تمام فیلم های روی پرده ی سینما را از این طریق دریافت و منتشر می کنند. PDVD Rip نیز به انتشار اینگونه کیفیت ها بر روی DVD اشاره دارد.

نوع : Workprint
برچسب: WP ، Workprint
یک کپی از نسخه تکمیل نشده ی فیلم که به وسیله ی استودیو ساخته شده است. برای مثال بر روی جلوه های ویژه فیلم کامل کار نشده است یا دارای برچسب سازنده یا "واترمارک" هستند. این روش بسیار کمیاب و غیر معمول می باشد و کم پیش می آید که این نسخه ها منتشر شوند یا به خارج درز پیدا کنند.
نوع: Telecine
بر چسب: TC یا Telecine
نسخه ای از فیلم که با استفاده از یک دستگاه از حلقه های آنالوگ به فرمت دیجیتال تبدیل شده است و عمدتا با کیفیت DVD برابری میکند ولی این روش نیز معمول نیست.
نوع : Pay-Per-View Rip
برچسب: PPV یا PPVRip
سورس یا منبع PPVRip فیلم هایی هستند که هنوز برای سینما ها یا بر روی دی وی دی ها عرضه نشده اند ولی در هتل ها برای مشتریان قابل دسترس هستند.
نوع : Screener
برچسب: SCR ، SCREENER ، DVDSCR یا BDSCR
این نوع فیلم ها و محصولاتی هستند که نسخه سینمایی فیلم ها بر روی DVD یا BLU RAY هسستند و نوعا برای کارشناسان و منتقدان و اعضای آکادمی فرستاده می شود. این گونه نسخه ها معمولا حاوی نوشته هایی بر روی محتوایشان برای اطلاع از "ماهیتشان" هستند و به کیفیت DVD های نهایی، نیستند. نوع Digital Distribution Copy یا DDC نیز مشابه Screener میباشد ولی به صورت غیر فیزیکی (برای مثال از طریق ایمیل) به کارشناسان ارائه می شود.

نوع: R5
برچسب: R5 یا R5Line
R5 نسخه DVD منطقه 5 هستند. منظقه (Region) 5 شامل شبه قاره هند ، آفریقا ، کره شمالی ، روسیه و مغولستان می شود. این نسخه ها با دی وی دی های معمول متفاوت هستند و اغلب به کیفیت صدای آنها نیستند.
نوع : DVDRip
برچسب: DVDRip
نسخه ی نهایی فیلم ها که در اختیار خرده فروشی ها قرار خواهد گرفت و از کیفیت بالایی برخوردار است و بسیار معمول میباشد. معمولا پس از انتشار این نسخه به دلیل کیفیت مطلوب، تمامی ورژن های قدیمی منتشر شده جای خود را به این ورژن می دهند.
نوع: DVD-R
برچسب: DVD-R ، FULL-Rip ، ISO rip ، DVD-5 یا DVD-9
این نسخه هم ورژن نهایی قابل خرید در خرده فروشی ها می باشد. البته اگر ورژن اصلی DVD 9 باشد ممکن قسمت های اضافی فیلم (فسمت های Extra مانند زبانهای دیگر، پشت صحنه و ..) را حذف کنند یا فرمت آن را تغییر دهند تا از حجم آن کاسته شود و در DVD های معمولی نیز قابل گنجاندن باشند.
نوع: HDTV یا DS Rip
برچسب: TV Rip ، DSR ، PDTV ، HDTV ، DVBRiP ، DTHRip
TVRip به ضبط محتوا از طریق یک کارت کپچر اشاره دارد. Digital Satelite Rip نیز به منبع دیجیتالی مانند ماهواره که عمدتا متفاوت Standard Definition هست اشاره دارد. HDTV یا PDTV نیز به اغلب منبع High Defination با ارسال هوایی اشاره دارد که عمدتا کیفیت بالایی همراه دارند و بعد از ضبط به رزولوشن های مختلفی تبدیل میشوند و بسیار معمول هستند.
نوع : BD/BR Rip
برچسب: BDRip ، BRRip ، BDR ، BD5 ، BD9 ، Blu-Ray
این ورژن نیز مانند DVDRiP میباشد با این تفاوت که سورس محتوا دیسک های Blu Ray هستند. BDRip به طور مستقیم از دیسک های بلو ری تهیه می شوند و BRRip ها از BDRip هایی که قبلا منتشر شده اند. این ورژن مانند DVDRip با فاصله زمانی نسبتا زیاد پس از اکران فیلم ها منتشر میشوند و از کیفیت مطلوبی برخوردار هستند.

X-Men: First Class


امسال پنجمین قسمت اصلی از مجموعه مردان ایکس با عنوان "مردان ایکس : کلاس پایه" بر اساس کمیک های کمپانی مارول توسط فاکس قرن بیستم عرضه شد و توانست در جهان حدود 350 میلیون دلار فروش داشته باشد و از دیدگاه کاربران سایت IMDb نمره ی 8 از 10 را دریافت کند. به همین مناسبت در ادامه به بررسی این مجموعه میپردازیم و نکاتی را در مورد آن اشاره میکنیم. 
ترجمه های مختلفی را میتوان برای First Class انتخاب کرد مانند "درجه یک" ، "برتر" ، "کلاس نخست" و .. من ترجیح میدهم "کلاس پایه" را برای نام این فیلم به کار ببرم. کارگردانی این قسمت بر عهده ی "متیو وان" کارگردان انگلیسی بوده است که میتوان گفت فیلم "گوش مالی" محصول سال 2010 معروف ترین فیلم ایشان تا به حال بوده است. مجموعه ی مردان ایکس یکی از معروف ترین سری فیلم های ابر قهرمانی دهه ی اخیر بوده است و به نوعی ساخت فیلم اول در سال 2000 شروعی برای قوت گرفتن دوباره ی ساخت فیلم های ابر قهرمانی در 10 سال اخیر بوده است. تا به حال 5 قسمت از این مجموعه به نمایش در آمده اند که سه فیلم اول که در سال های 2000 ، 2003 و 2006 به نمایش در آمدند قسمت اصلی داستان را روایت میکردند و دو فیلم آخر فیلم های مکمل و پیش درامد داستان اصلی بوده اند. داستان فیلم به نوعی در فیلم سوم به نام "مردان ایکس: آخرین مقاومت" تمام می شود و انسان های عادی و جهش یافته گان تصمیم میگیرند که در کنار یکدیگر به مسالمت زندگی کنند و یکدیگر را بپذیرند. البته شاید در آینده داستان اصلی ادامه پیدا کند ولی هنوز این موضوع معلوم نیست و در فیلم بعدی که در سال آینده اکران می شود داستان فیلم چهارم به نام "سرچشمه مردان ایکس: ولورین" ادامه داده خواهد شد که پیرامون گذشته ی یکی از شخصیت اصلی فیلم ها به نام "ولورین" است.

در مردان ایکس به دنیای وارد می شویم که برخی از انسان ها به دلیل جهش ژنتیکی (به هر دلیل، برای مثال تشعشعات رادیواکتیو) دارای توانایی هایی شده اند که سایر انسان ها از آنها بی بهره اند مانند کنترل ذهن ، قدرت و سرعت بالا ، کنترل اشیاء و انرژی و .. که به جهش یافته یا "میوتنت" (mutant) معروف هستند. در این بین دو مشکل وجود دارد یکی این که در بسیاری موارد جامعه نمیتواند این جهش یافتگان را قبول کند و با آنها رفتاری عادی داشته باشد و دیگری اینکه بعضی از جهش یافتگان میخواهند از قدرتشان برای مقاصد شیطانی و کسب قدرت بیشتر استفاده کنند. این دو مشکل به نوعی به یکدیگر گره خورده اند و هر یک باعث تقویت دیگری می شود. مانند هر فیلم ابر قهرمانی دیگری، در مردان ایکس نیز نبرد همیشگی خوبی و بدی را شاهد هستیم و میبینیم که نگاه متفاوت دو جبهه جهش یافتگان نسبت به جهان، جامعه و انسان ها باعث ایجاد قهرمان ها و ضد قهرمان ها می شود.

پنج فیلم مردان ایکس که تا کنون اکران شده اند به ترتیب زیر هستند :
X-Men سال 2000
X-Men 2 (X2) سال 2003
X-Men : Last Stand سال 2006
X-Men Origin : Wolverine سال 2009
X-Men : First Class سال 2011
ولی اگر بخواهیم آنها را به ترتیب زمانی (داستان) مرتب کنیم :
X-Men Origin : Wolverine سال 2009
X-Men : First Class سال 2011
X-Men سال 2000
X-Men 2 (X2) سال 2003
X-Men : Last Stand سال 2006
آخرین فیلم که تا کنون اکران شده است به داستان شکل گیری و شناخته شدن مردان ایکس و آشنایی دو شخصیت اصلی مثبت و منفی داستان به نام های Professor X و Magneto میپردازد. و اینکه تفاوت نگاه آنها به مسئله جهش یافتگی چگونه باعث می شود که دو دوست صمیمی به دوشمن اصلی یکدیگر تبدیل شوند و دو جبهه مختلف جهش یافتگان شکل گیرد. "کلاس پایه" به دوران جنگ سرد و بحران موشکی کوبا برگشته است زمانی که دو ابر قدرت زمان به شدت دچار اختلاف هستند و هر لحظه ممکن است جنگی ویرانگر و البته اتمی شکل گیرد و به واسطه کشور های همپیمان به جنگی جهانی تبدیل شود. در این زمان پرتنش جهش یافته ای به نام "سباستین شو" سعی دارد از این موقعیت استفاده کند و با تحریک طرفین (ایالات متحده و شوروی) آتش جنگ را بر افروزد تا در پی آن به مقاصد خود برسد. در این جا قهرمانان فیلم وارد می شوند و بدون اینکه انسان ها متوجه شوند آنان را از خطر یکی از بزرگترین تهدید جهان نجات میدهند. در بسیاری از فیلم های هالیوود دیده ایم که سازندگان تمایل دارند که قهرمانان خود را در اتفاقات واقعی جهان وارد کنند و از این طریق به عمق ذهن بیننده رسوخ کرده و مفاهیم و باور هایی که میخواهند را در آن ایجاد کنند. در کلاس پایه نیز بحران اتمی کوبا پس زمینه داستان قرار گرفته است و برای قهرمانان داستان محل نقش افرینی شده است. گرایش های سیاسی زیادی در فیلم های ابر قهرمانی وجود دارد و به واسطه تعداد بالای مخاطبان اینگونه فیلم ها فرصت خوبی برای صادر کردن ایدئولوژی و فرهنگ هر مکتب یا کشور به اقصی نقاط جهان می باشد.
در کل اکثرا فیلم های ابر قهرمانی بر خلاف فروش بالا، از نظر داستان و محتوا فیلم های متوسطی هستند و بیشتر ظاهر جذابی دارند تا داستان استخوان داری. ولی همیشه نیز این گونه نیست برای مثال فیلم دوم بتمن به نام "شوالیه تاریکی" که در سال 2008 اکران شد به کلی این قاعده را شکست و باعث شگفتی منتقدان و کارشناسان شد و نشان داد که یک فیلم ابر قهرمانی پر خرج یا به اصطلاح "بلاک باستر" هم میتواند از داستانی قوی و عالی برخوردار باشد و حتی لیاقت اسکار هم داشته باشد. به دید کارشناسان در سری مردان ایکس همیشه ضعف هایی دیده می شود که باعث می شود نتوان از آن به عنوان یک شاهکار یاد شود و حتی در طی 4 فیلم اول شلید زوال فیلم ها در دیدگاه منتقدین بوده ایم. ولی شاید فیلم پنچم تا حدودی این سیر را عوض کرده باشد و دوباره به سوی رتبه های بالاتر حرکت کرده باشد. هر چه باشد "کلاس پایه" از قسمت چهارم که فیلمی نسبتا ضعیف بود بهتر عمل کرده است که شاید یکی از دلایل آن عدم تمرکز بیش از حد بر روی یک شخصیت بوده است. جلوه های ویژه هم کمک بسیاری به صحنه های حماسی داستان کرده است و باعث جذابی فیلم شده است.انتخاب بازیگران نیز یکی از نکات جالب فیلم هست که اکثرا بازیگران جوان برای ایفای نقش ها انتخاب شده اند. البته انتخاب بازیگران میتوانست از این بهتر هم باشد.
نکات مثبت و منفی زیادی در فیلم وجود دارد که نیازمند نقد کارشناسی است ولی در کل "کلاس پایه" یک فیلم از مجموعه مردان ایکس هست و باید در حد "مردان ایکس" از آن انتظار داشته باشیم و بایستی منتظر بمانیم تا ببینیم در آینده در دنیای مردان ایکس چه اتفاقی خواهد افتاد... "کلاس پایه" پیرامون این جمله حرکت میکند : "جامعه، ما را نمی پذیرد"

پایان یک پدیده ی جهانی

 
"Everything that has a Beginning, has an End" . این قانونی است که تا وقتی که در این جهان و در محاصره ی قوانینش هستیم، نمی توانیم از آن بگریزیم؛ و در حقیقت نیازی هم نیست که از آن بگریزیم و این چیز ناراحت کننده ای نیست. هر کس و هر چیزی که به آن علاقه مندیم و یا با آن در ارتباطیم، روزی شروع می شود و روزگاری را با آن می گذرانیم و در نهایت یک روز هم باید با آن وداع کنیم. ولی در این جهان چیزهایی هم وجود دارند که در سیطره قانون بالا قرار نمی گیرند، چون از جنس این جهان نیستند و فراتر از آن هستند. مانند خاطرات و آموخته هایی از یک دوست که سال هاست او را ندیده اید و شاید دیگر هم او را نبینید. رابطه شما با او در ظاهر قطع شده است و قانون بالا هم طبق معمول درست از آب در آمده است ولی احساس می کنید اتفاقی شروع شده است که تا زمانی که "من" وجود دارم، آن هم ادامه دارد و این همان چیزییست که اهمیت دارد...
خب برویم سراغ اصل مطلب. زیاد خودتان را درگیر مطلب بالا نکنید. این پست را به مناسبت اکران آخرین فیلم مجموعه داستان های "هری پاتر" که کتاب آن چند سال پیش منتشر شد، نوشتم تا با این کار ما هم ادای دینی به این مجموعه و طرفدارانش کرده باشیم. صحبت در باره ی هری پاتر در قالب یک پست و مقاله نمی گنجد، برای همین به طور کوتاه نکاتی در مورد این مجموعه پر طرفدار بیان می شود. در همین ابتدای کار بگویم که همان طور که طرفداران و منتقدان هری پاتر بهتر از من می دانند، فیلم های هری پاتر همیشه در حد و اندازه ی کتاب هایش نبوده اند و به نوعی عدم وفاداری فیلم ها به کتب همیشه انتقاد منتقدین را بر انگیخته است. فیلم آخر به دلیل حجم زیاد اتفاقات و داستان (و البته درامد بیشتر) خود به دو قسمت تبدیل شد و قسمت اول در سال قبل اکران شد (و فروش خوبی داشت) و قسمت دو هم اکنون در حال اکران است و با فروش عالی 170 میلیون دلار در یک هفته، روبه رو است. نکته ی مهم در جا این است که با این که فیلم کتاب آخر به دو قسمت تبدیل شد و امکان تطابق فیلم با کتاب بیشتر از قسمت های قبل بود، اما باز هم شاهد آن هستیم که فیلم هرگز در حد و اندازه های کتاب نیست. در حقیقت اگر بخواهیم این یک دهه که زندگی ما با هری پاتر در ارتباط بوده است را در یک جمله خلاصه کنیم باید بگوییم که " کتاب ها در نوع خود عالی و شاهکار هستند ولی با فیلم های متوسط و عادی طرف هستیم". 
سری داستان های هری پاتر نوشته نویسنده ی بریتانیایی معاصر خانم "J.K Rowling" است و جزء پر فروش ترین کتاب های جهان به حساب می آیند. به جرات می توان گفت که کاراکتر و شخصیت خلق شده توسط ایشان به نام "هری پاتر" که کاراکتر اصلی داستان ها است و کتاب ها حوادث پیرامون او را روایت می کنند، شناخته شده ترین نوجوان در کل جهان است (!). در مورد کتاب های هری پاتر (حداقل آنچه که من خوانده ام) می توان گفت که نثر تقریبا ساده و امروزی دارند، خسته کننده نیستند، صحنه ها و شخصیت ها به دقت در بسیاری از صحنه ها توصیف می شوند و در کل (برای کتاب هایی که بیشتر برای سنین زیر 20 سال نوشته شده اند)، کتاب های قوی و خوبی هستند. در مورد داستان دو مورد را باید بگویم :
- خلق دنیایی جدید در هری پاتر که شامل قوانین، گونه ها و نژاد های خاص خود است و در آن داستان چند ده شخصیت مختلف با ویژگی های خاص خود روایت می شوند نشان از ذهن خلاق و توانایی نویسنده دارد که چگونه ما را به خود به دنیای جدیدی در کنار دنیای عادی ما می برد.
- تاثیر پذیری و الهام نوسینده از داستان های دیگر به ویژه کتاب های "ارباب حلقه ها" اثر پروفسور "تالکین" غیر قابل انکار است ولی با این حال به نظر من و خیلی از افراد از ارزش های "هری پاتر" و نویسنده چیزی کم نمی شود.

قصد من در این پست نقد این مجموعه نیست (چرا که در این کار اطلاعات و دانش کافی هم ندارم) بلکه می خوام نکاتی کلی را در باره ی این مجموعه که بیش از ده سال با زندگی بسیاری از ما مرتبط بوده است، را ذکر کنم. برای دسترسی به نقد ها و برسی های تخصصی در باره هری پاتر کافیست یک جست و جوی کوچک در اینترنت انجام دهید تا با ده ها صفحه مرتبط دسترسی پیدا کنید. در مورد خود مجموعه هم که میلیون ها صفحه مرتبط پیدا می کنید. فقط به صورت کلی می گویم که نکات منفی و شیطنت های مغرضانه در داستان کم نیستند. در بحت تجاوز فرهنگی و تبلیغات هم که انصافا سازندگان و ناشران مجموعه دریغ نکرده اند. ناشر فیلم های مجموعه کمپانی بزرگ "برادران وارنر" است که بزرگترین کمپانی در حوزه سینما است. ردپای "صهیونیسم" و "فراماسونری" در این شرکت به چشم نمی خورد بلکه مانند بقیه کمپانی های هالیوود خود هر دو اندیشه را می توان به عین در آن دید !.البته این به این معنی نیست که هیچ کدام از فیلم های هالیوود خوب نیست. بماند، هر چند که برادران وارنر کمپانی مورد علاقه من هم هست.
چند نکته در مورد هری پاتر :
- از نظر فروش، هشت فیلم این مجموعه بسیار فیلم های پول سازی بودند و هر کدام فروشی از 700 میلیون تا حدود یک میلیارد دلار داشتند.
- تمام بازیگران این فیلم بریتانیایی هستند و این به دلیل شرطی است که خانم رولینگ برای سازنده گذاشته است.
- بعضی از هنرپیشگان فیلم مانند سه شخصیت اصلی داستان، اولین حضور حرفه ای خود را در سینما با این فیلم تجربه کرده اند.
- وفاداری فیلم ها به کتاب قابل قبول نیست و از دیدگاه منتقدان و بینندگان فیلم ها رتبه بالایی را به دست نیاوردند.
- احتمال ادامه داشتن داستان بعد از کتاب آخر نیز وجود دارد.
- با فروش بیش از 400 میلیون نسخه کتاب های هری پاتر جزء پر فروشترین و محبوب ترین کتاب های جهان هستند.
- نویسنده دین و گرایش خاصی را در داستان وارد نکرده است و حتی اشاره و صحبتی زیادی در مورد خداوند در داستان وجود ندارد.
- از اهداف نویسنده می توان به یادآوری "هوش و زکاوت انسان" به خواننده اشاره کرد. همان گونه که سه کاراکتر اصلی نیز بیشتر مشکلات و موانع سر راه خود را با فکر و همکاری حل می کنند.
- همه ی فیلم ها ساخته ی یک کارگردان نیست و پروژه تا آخر چند کارگردان را به خود دیده است.
از این نکات که بگذریم به این نکته می رسیم که خب بسیاری از ما یک دهه از زندگی خود را با این مجموعه سپری کردیم و البته هنوز هم کار ما با آن و کار آن با ما تمام نشده است، و همچنین همه می دانستیم که یک روز داستان این نوجوان معروف به همراه دو دوست همیشگی اش به پایان خواهد رسید و حداقل دیگر آن را در کتاب ها یا سالن های سینما نخاهیم دید. هری پاتر واقعه ای بود که ما را به دنیایی جدید در کنار دنیای همیشگی مان برد، در آن یا با آن زندگی کردیم و بعضی داستان را به فراتر از آن چیزی که نقل شد بردیم و خود را در جایگاه نویسنده و خالق داستان قرار دادیم. کمتر داستانی اینگونه مورد توجه خوانندگان (عموم مردم) قرار می گیرد و این چیزیست که در مورد هری پاتر خودنمایی می کند و مو شکافی دلایل این محبوبیت توسط کارشناسان امری بسیار مهم و ضروری است. همچنین بررسی و آسیب شناسی داستان از اهمیت بالایی برخوردار است. سرتان را درد نیاورم، بلاخره این مجموعه نیز تمام شد و بسیاری از علاقه مندان (مانند من) غمگین و در عین حال برای اینکه یاد و خاطره "هری پاتر" همچنان باقی می ماند، شاد ...