Linkin Park - Breaking the Habit

با این جمله شروع کنم که Breaking the Habit آهنگ موردعلاقه من در بین تمامی آهنگ های گروه لینکین پارک است؛ ششمین آهنگ از البوم دوم گروه به نام Meteora که در سال 2004 منتشر شده و بدون شک یکی از بهترین های لینکین پارک. شعر توسط Mike Shnoda نوشته و موزیک ویدئو آن توسط Joe Hahn کارگردانی شده است. مانند دیگر آهنگ های لینکین پارک هر کسی میتواند برداشت متفاوتی از آهنگ داشته باشد؛ ولی ظاهرا "اعتیاد" (هرگونه اعتیادی) اصلی ترین برداشتی است که از شنیدن آهنگ به انسان دست می دهد. همانگونه که گفته شد هر کسی میتواند با توجه با زندگی خودش برداشت متفواتی از آهنگ داشته باشد و به نظر من هم یکی از مشخصه های یک آهنگ خوب همین است.
متن و ترجمه :
Memories consume خاطرات به یاد می آیند،
Like opening the wound مانند سر باز کردن زخم ها.
I'm picking me apart again دوباره خودمو آشفته می کنم
You all assume شما همه فکر می کنید...
I'm safe here in my room که اینجا تو اتاقم، جام امن هست
[Unless I try to start again] مگر اینکه دوباره تلاشی برای شروع داشته باشم
I don't want to be the one من نمیخوام کسی باشم که...
The battles always choose همیشه در در هر شرایطی ضرر می کنه.
'Cause inside I realize به خاطر اینکه در باطن می دونم...
That I'm the one confused این منم که که سردرگم شده.
I don't know what's worth fighting for من نمی دونم چه چیزی ارزش جنگیدن رو داره
Or why I have to scream یا چرا باید فریاد بزنم
I don't know why I instigate من نمیدونم چرا من اصرار دارم
And say what I don't mean و چیزی رو می گم که بهش اعتقاد ندارم
I don't know how I got this way من نمیدونم چطور به این راه کشیده شدم
I know it's not alright و میدونم که این راه درست نیست
So I'm
Breaking the habit پس من (امشب) عادتم رو ترک می کنم.
Tonight
Clutching my cure به دنبال راه علاج هستم
I tightly lock the door در رو محکم می بندم
I try to catch my breath again سعی میکنم دوباره نفسی تازه کنم
I hurt much more
Than anytime before بیشتر از هر وقت دیگه ذجر می کشم
I had no options left again دوباره هیچ انتخابی نداشتم
I'll paint it on the walls این ها رو روی دیوار نقاشی می کنم
'Cause I'm the one at fault چون منم که مرتکب اشتباه شدم
I'll never fight again دیگه هیچ وقت نخواهم جنگید
And this is how it ends , و داستان این طور تموم میشه
I don't know what's worth fighting for من نمی دونم چه چیزی ارزش جنگیدن رو داره
Or why I have to scream یا چرا باید فریاد بزنم
But now I have some clarity ولی حالا این صراحت رو دارم...
To show you what I mean تا منظورمو بیان کنم.
I don't know how I got this way من نمی دونم چطور به این راه کشیده شدم
I'll never be alright (با این وضع) هیچ وقت درست نمیشم
So I'm
Breaking the habit
Breaking the habit
Tonight پس همین امشب عادتم رو ترک می کنم
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۱ ساعت 19:48 توسط MEC
|




GENERAL INFORMATION