Bring me to life
متن و ترجمه ...
How can you see into my eyes like open doors
چگونه میتوانی به چشمان من بنگری همانند درهای باز
Leading you down into my core
(نگاهي) که تو را به ژرفاي وجودم هدايت مي كند
Where I’ve become so numb
جاييکه (در آن) بي حس شده ام
Without a soul
بدون هيچ روحي (در جسمم)
My spirit sleeping somewhere cold
روان من در جايي سرد آرميده است
Until you find it there and lead it back home
تا زمانی که ان را بیابی و به خانه هدایتش کنی
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بدهم
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve become
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
Now that I know what I’m without
حال كه من می دانم بدون (تو) چه هستم
You can't just leave me
نمی توانی مرا ترک کنی
Breathe into me and make me real
بدرون من بدم و مرا واقعی گردان
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نمیتوانم بیدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بدهم
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve become
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(I've been living a lie, there's nothing inside)
تمام عمرم تظاهر می کردم ؛ هیچ چیز درونم وجود ندارد
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
Frozen inside without your touch without your love darling
عزیزم بدون نوازش و عشق تو ، از درون یخ زده ام
only you are the life among the dead
تنها تويي که ميان مردگان ، زنده هستي
All this time I can't believe I couldn't see
در تمام این مدت ، نمی توانم باور کنم که نمیتوانستم ببینم
Kept in the dark but you were there in front of me
در تاریکی محبوس بودم اما تو انجا در مقابل من بودی
I’ve been sleeping a thousand years it seems
انگار که هزار سال خواب بوده ام
Got to open my eyes to everything
باید چشمانم را بروی همه چیز باز کنم
Without a thought without a voice without a soul
بدون فکر، بدون صدا، بدون روح
Don't let me die here
مگذار که اینجا بمیرم
There must be something more
باید چیزهای بیشتری هم باشند (که ارزش زنده ماندن دارند)
Bring me to life
مرا به زندگی بازگردان
(Wake me up)
بیدارم کن
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can’t wake up)
نميتوانم بيدار شوم
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
نجاتم ده
Call my name and save me from the dark
اسمم را صدا کن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
بیدارم کن
Bid my blood to run
خونم را به جریان بینداز
(I can’t wake up)
نميتوانم بيدار شوم
Before I come undone
قبل از اینکه امیدم را از دست بدهم
(Save me)
نجاتم ده
Save me from the nothing I’ve become
مرا از این پوچی که به آن مبتلا شده ام ، نجات بده
(Bring me to life)
مرا به زندگی باز گردان
I’ve been living a lie, there’s nothing inside
تمام عمرم تظاهر می کردم ؛ هیچ چیز درونم وجود ندارد
(Bring me to life)
مرا به زندگی باز گردان
(از : evanescence persian fanclub
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:15 توسط MEC
|
GENERAL INFORMATION